تقریباً ۴ روز است که شبکه ی ایکس و اینستاگرام در تسخیر ویدیوهای بازی روز یکشنبه بازی پرسپولیس و تراکتور است . ویدیوهایی از فحاشی به برخی بازیکنان ، پرتاب بُطری و سنگ درون زمین ورزشگاه ، چاپ اسکناس دلار تقلبی با تصویر علیرضا بیرانوند ، مهدی ترابی و دانیال اسماعیلیفر و … که برخی نشاندهنده ی تعصب هواداران نسبت به تیم محبوب خود و برخی نشان دهنده ی خشمی بود که نسبت به عملکرد عدهیی از بازیکنان داشتند ؛ هر چند که نقطه ی مشترک تمام اسامی یک نفر است ؛ «بیرانوند» .
این گزارش قصد نوشتن از سریالِ حواشی پیرامون علیرضا بیرانوند که برخی به عمد و برخی هم غیرعمد شکل گرفته یا واکاوی کارها و رفتار حرفهیی این بازیکن فوتبال را ندارد ، اما ماجرا از جایی قابل تامل میشود که حواشی پیرامون بیرانوند از دایره ی هواداران فوتبال و فوتبالدوستان که البته جمعیت کمی هم نیستند ، خارج شده و تا روزها درصدر اخبار مهم قرارمیگیرد . اکنون از جامعهشناسان و کارشناسان رسانه گرفته تا کاربران فضای مجازی درباره ی این موضوع اظهارنظرمیکنند .
هرچند فسخ قرارداد بیرانوند با پرسپولیس و پیوستن او به تراکتور موضوع تازهیی نیست ، اما هوادارانی که به شدت از این موضوع خشمگین بودند سرانجام در بازی روز یکشنبه _ هفتم بهمنماه _ که میان دو تیم پرسپولیس و تراکتور در ورزشگاه آزادی انجام شد با شعارهای تند ، فحاشی ، پرتاب بُطری و … حسابی از خجالت دروازهبان سابقاً محبوب خود درآمدند ؛ موضوعی که علاوه بر خود بیرانوند مجدداً کلید واژه ی «فرهنگ هواداری» را بر سر زبانها انداخته است .
همیشه بهانهیی برای فحش دادن پیدامیشود …
فسخ قرارداد بیرانوند با پرسپولیس به بهانه ی پول بیشتری که باشگاه تراکتور به او وعده داده و همچنین کوچ دو بازیکن دیگر از تیم اصلی خود به تیم رقیب بهانه ی همه ی این اتفاقات و فحاشیهایی است که با جمله ی «فوتبال همه چیزش فرق میکنه» از سوی هوادارن این ورزش توجیه میشود . این مفهومی است که هواداران این ورزش پُرهیجان این روزها در پاسخ به کسانی که نسبت به فحاشی رکیک بازی روز یکشنبه نقددارند ، بیان میکنند . به اعتقاد آن ها نوع هواداری در فوتبال ، بهویژه در استادیوم و بیان انتقاد و اعتراض نسبت به وقایع باید همین شکلی باشد و این ربطی به تعاملات روزانه ی افراد در سطح جامعه ندارد . اما از سوی دیگر برخی این رفتار را به هیچ وجه مناسب نمیدانند و میگویند : «فحش ، فحش است مگر فرقی دارد کُجا از دهان خارج شود» ؟ دوگانهیی که گاهی حتی هنگام بحث بر سر آن نیز کار بالامیگیرد و دستکم اگر به فحاشی مجدد منجرنشود ، با دلخوری طرفین به پایان میرسد .
برای یک مشت پول !
از طرف دیگر برخی معتقدند این میزان از واکنش نسبت به فسخ قرارداد برای درآمد بیشترِ یک بازیکن ، به نوعی خشم فروخوردهیی از ناکامیهای اقتصادی است که خود هوادار دارد ؛ او که شاید خودش وضعیت معیشتی مناسبی نداشته باشد خود را محق میداند به درآمد بالای یک بازیکن معترض باشد و این اعتراض را حتی با ابزاری نامناسب به گوش او برساند . موضوعی که البته فوتبالدوستان با یک دلیل منطقی آن را ردمیکنند ؛ به اعتقاد آن ها اگر قرار است هوادار به دستمزد بازیکن معترض باشد باید این اعتراض را در تمام بازیها نشان دهد و چنین خشمی نباید تنها مربوط به یکسری از بازیهای باشگاهی خاص باشد . بر این اساس آن چه که این میزان از خشم را درون هوادار شعلهورکرده است ، رفتن از تیم برای پول بیشتر است و نه صرفاً درآمد بالایی که بازیکنان فوتبال در ایران دارند .
این راهش نیست
دنبال کردن فوتبال و جریانهای مرتبط با آن ، هواداری ، تخلیه ی هیجان و انرژی به واسطه ی ۹۰ دقیقه دیدن یک بازی و پس از آن کلکل کردن درباره ی نتایج ، پیشبینی شرایط تیم و از آن مهمتر حضور در استادیوم همگی بخشهای مهمی از لذت فوتبال است ، اما چرا باید این لذت با اتفاقاتی مانند پرتاب کردن بُطری ، سنگ و فحاشی همراه باشد ؟ روندی که شواهد نشان میدهد با این که به یک قانون نانوشته میان برخی فوتبال دوستان تبدیل شده است ، اما برخی افراد همین جامعه نیز به آن منتقد هستند .
«فوتبالی شدن» برای خیلیها از دوره ی کودکی و نوجوانی آغازمیشود ، علاقهیی که با شوق رفتن به استادیوم همراه است ، اما احتمالاً پس از مطرح شدن این درخواست ، اولین پرسش بیپاسخی که به ذهن والدین میرسد این است که «آیا استادیوم جای مناسبی برای فرزندمان هست» ؟ هواداری به خودی خود اصلاً پدیده ی نامطلوبی نیست اما این که نوع مواجهه با آن به چه شکل باشد ، اهمیت فراوانی دارد . فرهنگ هواداری در حوزههای مختلف کاملاً متفاوت است و احتمالاً یکی از متفاوتترینهای آن در فوتبال شکل گرفته است .
فرهنگ به مرور و با رفتارهای مختلفی شکل میگیرد و مجموعهیی از خرده فرهنگها سبب شکلگیری فرهنگ هواداری میشود ؛ بنابراین روندی مربوط به دیروز و امروز نیست و نمیتوان برای آن قاعده و قانون گذاشت ، اما گاهی اوقات با برخوردهای قهری و درنظر گرفتن جریمه برای تیم ، سعی میشود تا حدی جلوی برخی رفتارهای ناشایستی که در قالب هواداری اتفاق میافتد ، گرفته شود . با این وجود این نوع از هواداری که افراد را مجاز به فحاشی کند قطعاً پسندیده نیست . از سوی دیگر درست است که فرهنگ به مرور شکل میگیرد و برخوردهای قهری بیشتر شبیه مسکنهای موقتی هستند که در کوتاه مدت موثرند ، اما در بلندمدت فاقد اثرگذاری کافی هستند ، اما نمیتوان از جای خالی آموزش هواداری چشمپوشی کرد ؛ آموزشی که نشان دهد همیشه هم لازم نیست برای بیان اعتراض به یک بازیکن و یا تیم دهان به فُحش بگشاییم یا به دنبال جسمی برای پرتاب به سمت مستطیل سبز ورزشگاه باشیم .
بیرانوند میخواهد دیده شود ؟
اگرچه مرور کارنامه ی کاری و حرفهیی بیرانوند سبب شده برخی پس از حواشی ایجادشده و فحاشی روز یکشنبه در ورزشگاه و عدم واکنش او معتقد باشند که این اتفاقات باب میل بیرانوند بوده تا به این بهانه مجدداً ناماش بر سر زبانها بیفتد ، اما از نظر وجهه ی انسانی قطعاً تمایل به دیده شدن به قیمت مورد توهین قرارگرفتن و شنیدن ناسزاهایی خطاب به خود و خانواده منطقی نیست و در چارچوب تمایلات انسانی هیچکس نمیگنجد . از طرفی حتی اگر به فرض محال این موضوع مورد رضایت یک فرد هم قرارگیرد که به این واسطه بیشتر دیده شود ، باز هم مجوزی برای فحاشی برخی هواداران به یک ورزشکار نیست .


