نامه ی سر گشاده ی اردشیر پورنعمت به استاندار گیلان

جنابان عزیز ! ما انزلی چی ها نه بی ادبیم ، نه عصبانی و حسود ، ما مردمی فرهیخته ایم که قهرمانی ها دیده ایم و در شهری کوچک چه حماسه ها که به پا نکردیم ، در فوتبال ملی از بهمن خان و غفور گرفته تا سیروس بزرگ و در حال حاضر سیدجلال و سعید .

اردشیر پورنعمت مدیرعامل پیشین باشگاه ملوان بندرانزلی طی نامه ی سرگشاده یی خطاب به استاندار گیلان ، گلایه های دردمندانه یی را مطرح کرده است . متن این نامه که از سوی این مدرس “ای اف سی” در اختیار “سپید نیوز” قرار گرفته ، به شرح زیر است :

جنابان استاندار محترم ، دکتر نوبخت عزیز و دیگر رفقا که جمع تان جمع است !
باور کنید با دیدن عکس تان با پیراهن قرمز اصلاً جا نخوردم ، دیوانه و عصبی نشدم ، حتی حسادت هم نکردم ، به خدای مشترک مان قسم که حقیقت را می گویم .
اما با دیدن این عکس به ناگهان و بی دلیل یاد استاندار فقید مرحوم قهرمانی افتادم و دلم گرفت برای خاطرات با او زمانی که مدیریت باشگاه ملوان بر عهده ی من بود . این خیلی مهم است که بگویم و بدانید و مردم بدانند که این بزرگوار در اکثر سفرهایی که برای امور ملوان به فدراسیون یا سازمان و یا هر نشست ورزشی یی که قرار بود بروم ، با من همسفر می شد ، با هواپیما ، اتومبیل عبوری و حتی اتوبوس ، نه این که از vip بیاید ، نه ! مثل همه ی مسافران عادی با ما سوار هواپیما می شد و تا مقصد همراه می شد ، دلداری می داد ، روحیه و انگیزه می داد ، مثل یک شهروند عادی مثل یک هوادار ، یک گیلانی با “صفا” و “منصف” همراه می شد ، حس می کردی پشت داشتی ، حمایت می شدی ، نه محافظی ، نه ” اهن و تلپی” او استاندار بود و من یک مدیر عادی ورزشی !
 همسفر می شد که خسته نشوم ، مایوس نشوم ، نگران نباشم ، تا پشتم گرم باشد .
بهتر است مردم و هواداران بدانند ، استاندار فقید این چنین می کرد ، همانند یک جوانمرد کنار ما بود ، نمی گذاشت آب در دل مان تکان بخورد . او نیست خدایش هست همان خدای مشترک همه ی مان .
جنابان با دیدن عکس تان خیلی خوشحال شدم که حداقل یک بار آستین بالا زدید و از منابع مختلف در حال کمک به فوتبال هستید ، کاری که بسیار شایسته است و به حق . اما اما اما … استاندار عزیز یادت هست روز بازی آخر لیگ برای صعود ؟ یک سمت ملوان بود و سمت دیگر سپیدرود و یکی از آن دو صعود می کرد ؟ چرا بی طرف نماندی ؟ من نمی گویم باید به مسجدسلیمان می رفتی ، نه استاندار عزیز انصاف این بود که حداقل به عضدی نمی رفتی و بی طرف می ماندی و پس از پایان مسابقه تصمیم می گرفتی ، شما استاندار گیلان هستی نه استاندار یک شهر !
ای کاش مشاوران تان کمی هوشیار بودند تا شما این اشتباه استراتژیک را نمی کردی . این انتقاد را از من بپذیر . من یک شهروند عادی و معمولی هستم که وامدار هیچ دولت و گروه سیاسی نیستم و در تمام عمرم از هیچ دولتی دیناری نگرفته ام ، زندگی من فوتبال بوده و بس .
جنابان نوبخت عزیز و استاندار دوست داشتنی که هر کدام تان را یک گیله مرد با صفا می شناسیم و آشنا به درد استان . کاش ، کاش ! یک بار به اقوام محترم تان در منطقه ی آزاد انزلی می فرمودید که این پست ها میراث جان فشانی های دکتر دنیامالی و دکتر حق شناس و مهندس شجاع ها است که اکنون به اندازه ی انگشتان یک دست ، جوان های انزلی چی در آن مدیریت نمی کنند .
بهتر است بدانید که قریب پنج ماه است که می خواهیم با مدیران میانی اش دیدار کنیم اما از بد حادثه برای ما اصلاً وقت ندارند ، کاش عکسی هم با مردم بندرانزلی می انداختید !
جنابان عزیز ! ما انزلی چی ها نه بی ادبیم ، نه عصبانی و حسود ، ما مردمی فرهیخته ایم که قهرمانی ها دیده ایم و در شهری کوچک چه حماسه ها که به پا نکردیم ، در فوتبال ملی از بهمن خان و غفور گرفته تا سیروس بزرگ و در حال حاضر سیدجلال و سعید .
نه اشکالی نیست که با پیراهن قرمز عکس می گیرید ، خیلی هم خوشحالیم از این که وارد میدان شدید ، اگر چه الان هم در اشتباهید ! اگر فکر کنید که با تزریق پول می توان سپیدرود را نجات داد ؛ باید زیر ساخت ها را برایش فراهم کنید که حداقل های AFC را برای بازی ندارد ، من می دانم که ندارد . اما اجازه ی جسارت بدهید تا بپرسم چرا در همه ی میدان ها وارد نشدید و نمی شوید و اگر نشوید متن بعدی مطالبه از دکتر روحانی عزیز خواهد بود .
بدون شک مطالبات مردم بندرانزلی از دو ماه دیگر که مردان خسته ی دیروز کنار رفتند و مردان و زنان جسور بعدی آمدند ، آغاز خواهد شد ، آغازی بر ماجراهای آینده …
این ها را من گفتم که وامدار هیچ حزب و گروه و پستی نیستم ، شاید دیگران از هراس پست هاشان لب به سخن نمی گشایند اما
ما مستان خرابات عشقیم — هرگز از عقوبت دنیا نهراسیم

با این همه شاید حق با بهمن خان باشد که فوتبال گیلان پدر ندارد و حق بدهید که یک بار دیگر استاندار فقید را آرزو کنم !
یادمان باشد ریسمان فوتبال خیلی هم محکم نیست .

البته در این نوشته هرگز روی صحبتم با مردم رشت یا هواداران سپید رود نبوده که حق و لیاقت آن ها نیز بیشتر از این ها بود .

“اردشیر پورنعمت”

لینک کانال تلگرام “سپید نیوز”

0 replies on “نامه ی سر گشاده ی اردشیر پورنعمت به استاندار گیلان”

  • mehranneusha
    11 خرداد 1396 at 8:04 ب.ظ

    یادش بخیر !
    دکتر پورنعمت عزیز ! با مدیریت درستش ، آقا فرهاد رو جایگزین احمدزاده کرد و بهش زمان کافی داد و با همون مدیریت درست و ادامه ی آن توسط بهمن خان ، ملوانو تا آستانه ی قهرمانی هم برد ، اما حیف که فدراسیون و ناداوران نذاشتن …
    آقای دنیامالی ، قدر داشته های خودمونو نمی دونی و مرغ همسایه واست غازه !؟

  • blank
    محمد
    11 خرداد 1396 at 11:46 ب.ظ

    ممنون آقاي پورنعمت از اين كه در شرايطي حرف مي زنيد كه همشهري هاي من و شما فقط دارن نگاه مي كننو هيچي نمي گن . در مورد فرهاد هم ايشون مربي بزرگي هست و حتماً در ليگ برتر روزي روي نيمكت ملوان مي شينه اما الان همه بايد به انتخاب نادر دست نشان احترام بذاريم . دنيامالي با اين انتخاب نشون داد مي خواد تحت هر شرايطي تيم رو به ليگ برتر برگردونه ، همون طور كه قول داده بود .

  • blank
    فرهاد مجیدی
    12 خرداد 1396 at 5:34 ب.ظ

    گوش اگر گوش تو ، ناله اگر ناله من ،،، آن که هرگز به جایی نرسد ، فریاد است ،،، ممنون آقای پورنعمت ، ما داریم از خودمون گل می خوریم ، وقتی مدیران لایق این شهر جایی در تصمیم سازی و تصمیم گیری استان ، منطقه ی آزاد و شهر انزلی ندارن ، با چه ابزاری باید ساختار رو تعمیر ، تعویض یا بهسازی و نوسازی کرد . دلخوشی به استان نشین ها دیدن سراب در بیابونه . باید خواسته های منطقی مردم از طریق خارج از استان پیگیری بشه . به نظر شما نماینده ی شهر این کاره ست . مدیران شهر فقط در فکر ایجاد شکاف بین خود و مردم هستن ، گوش شنوایی وجود نداره … تا ببینیم از شهریور ماه شورای جدید شهر اگه مثل گذشته غرق نشن ، هضم نشن ، بشه واسه تیم کاری کرد . از شما هم بابت این متن وزین و منطقی متشکریم .

  • blank
    Rahim
    16 خرداد 1396 at 9:13 ب.ظ

    بعد از آقای درودگر این بار شاهد پی گیری شجاعانه ی حقوق ملوان و مردم انزلی از طریق استاد آقای پورنعمت عزیز هستیم ، درود بر شجاعتش .

  • blank
    سعيد
    18 خرداد 1396 at 2:40 ق.ظ

    وضعيت امروز ما نتيجه ی مديريت مشعشع چندسال پيش آقاي دوردگره ! عجيب هنوز نمي دونيم از كجا خورديم و چه طور خورديم ؟
    مشكل زوران هم نمونه ی زنده ی شاهكار ايشونه ! لباس ملوان را كه از دروازه غار تهران خريده بود به نام برند اصلي ال آشپورت داشت به هواداران غالب مي كرد و ده ها شاهكار ايشون بماند ! واقعاً حافظه ی ما چه قدر ضعيفه !

  • blank
    Rahim
    18 خرداد 1396 at 8:04 ب.ظ

    آقا سعید نظر بنده و جناب عالی چیزی را عوض نخواهد کرد ، خونسردی خودتان را حفظ کنید ، و به نظرات دیگران احترام بگذارید ، خیلی چیزهاست در این جا نمی توان گفت آن هایی که باید بفهمند ، فهمیدند ؛ مطمئن باش ، موفق باشی .

نوشته‌های تازه

اسفند 1402
ش ی د س چ پ ج
 11
12131415161718
19202122232425
26272829010203
04050607080910
11  

بایگانی‌ها