در طول سالیان و با وجود جمله افت و خیزها در حیات اجتماعی شهرها و … ، نام هر جامعه یی (نظر به پرداختن به زمینه یی خاص و جدیت و تعمیم یافتن و استمراربخشیدن این علاقه مندی) با نماد و نشانی مترادف و عجین می شود ؛ نمادهایی که اگر در میان جوامع کوچک تر و یکدست تر (چون بندرانزلی – غازیان دهه ی ۱۳۴۰) کنکاش شود ، طبعاً از اهمیت حسی-عاطفی به مراتب بیشتری برخورداربوده و توامان هم یک احساس تعلق خاطر مشترک نسبت به آن نماد وجوددارد و هم از آن نماد در حد و اندازه ی یک شناسه و مصداق هویتی یاد می شود …
خوشا نام نامی”ملوان” که بیش از ۵ دهه است با بندرانزلی و برای بندرانزلی تکرار می شود و روند حضور و حرکتش آن قدر مثبت بوده و تاثیرگذاری داشته است که برندی چون”ملوان” در ادبیات فوتبالی جامعه ی ایران و حافظه ی تاریخی اهل فوتبال ، جایگاهی بس احترام آمیز و حایزاهمیت را به خویش اختصاص داده است ؛ اعتبار و اقتداری که علی رغم بسیاری تضادها و تناقضات ماهوی و اساسی میان آن ملوان سالهای دور و ملوان کنونی ، همچنان در یادها زنده است و به نیکی از آن یاد می شود … و همانا بانی این پروسه ی بسیار مثبت و پایدار فوتبالی–اجتماعی ، بهمن صالح نیاست ، که با دقت نظر و درایت و نگرش درست و هدفمند خواست و توانست فوتبال انزلی را (در قالب ملوان) در سطح نخست فوتبال کشوری که در همان سال ۱۹۶۸ (۱۳۴۷) قهرمان جام ملتها شده بود و دقیقاً در مسیر توسعه گام برمی داشت ، مطرح کند . (ضمن ارج نهادن به تلاشهای تحسین برانگیز دیگر متولیان ورزش و فوتبال انزلی در آن ادوار علی الخصوص مجموعه ی باشگاه گیو انزلی) .
بی هیچ اغراقی ، انزلی شهری است که در نسبت سنجی میان وسعت و جمعیت با رویکرد جدی به ورزش و جماعت ورزشکار حرفه یی و افتخارآفرین در عرصه های منطقه یی ، ملی و بین المللی ، به حق می توان لقب “پایتخت ورزش ایران” را به آن بخشید .
بهمن صالح نیا به عنوان یک معلم ورزش ، فردی بادیسیپلین و عملگرا بود که با شناخت دقیقی که پیرامون کیفیت بالای فوتبال آموزشگاهی و فوتبال محلات انزلی داشت ، نیروی دریایی را هم به عنوان ضلع سوم و مکمل به این مجموعه افزود ، تا تیم ملوان و الگوی تیمداری موسوم به ملوان بندرانزلی شکل گیرد .
در این میان نکته ی بسیار جالب این است که تیم ملوان از ابتدا تحت هدایت و کاپیتانی بهمن صالح نیا (بعد کاپیتانی بزرگ مردی چون منوچهر ناوران) از همان نخستین دوره ی لیگ باشگاهی کشور موسوم به جام تخت جمشید ، خوش درخشید ، به فرض مثال تیتر کیهان ورزشی (متشکل از فوتبال نویسان – ورزشی نویسان کاربلد – منصف و به دور از حاشیه نظیر استاد مهدی اسداللهی) در فردای دیدار پاس – ملوان در تهران که به برتری ۲-۱ ملوان انجامید (با ۲ گل علی نیاکانی مقدم) این بود : “ملوانان غول فوتبال پایتخت را کشتند” و”نوار کهنه ی یک انحصار پاره شد” عباراتی کاملاً واقع گرایانه و مبین این موضوع محوری که : ملوان (مدل بهمن صالح نیا) پرچم فوتبال شهرستان ها را به اهتزازدرآورد و با کم ترین امکانات ، پدیدآورنده ی جریانی نوین به سود کلیت فوتبال شهرستان ها و بر ضد قطب گرایی تیمهای نورچشمی پایتخت بود . وقتی قهرمانی ملوان در نخستین دوره ی جام حذفی در ۳ دی ۱۳۵۵ به این روند تداوم بخشید ، تیتر بسیار معناداری از ایشان (در گفت و گو با کیهان ورزشی در دهه ی ۱۳۵۰) در زمینه ی متعهدبودن به شخصیت کاری به چشم می خورد : اگر حسن حبیبی دیکتاتور است ، من میلیتاریست هستم) ؛ [میلیتاریسم ؛ عقیده بر این که آمادگی برای مبارزه – جنگ از اهم وظایف ملت است] .
بهمن صالح نیا آن چنان اعتباری در فوتبال ایران دهه های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ یافته بود که یکی از کمک مربیان تیم ملی قهرمان مسابقات آسیایی ۱۹۷۴ بود و نیز تیم ملی که در جام ملت های آسیا ۱۹۸۸ سوم شد . از یاد نبریم در لیگ تخت جمشید سال۱۳۵۷ که نیمه کاره ماند ، ملوان در صدرجدول قرارداشت و البته همه ی این ها به انضمام تداوم موفقیتهای ملوان در دهه ی ۱۳۶۰ (راهیابی ۵ دوره ی پیاپی به فینال جام حذفی) و اعطای لقب غرورانگیز “برترین تیم شهرستانی” به ملوان ، مصادیق بارزی از کاربلدی شخص صالح نیا در رساندن کشتی ملوان (در آن برهه ی زمانی) به ساحل موفقیت بود . صالح نیایی که حتی به عنوان سرمربی تیم منتخب گیلان و در مقام کمک مربی تیم ارتش و تیم امید (المپیک) همراه با حسن حبیبی ۱۳۷۴ و سرمربی گری تیم ملی جوانان ۱۳۷۵ نیز ایفای نقش نمود .
بهمنصالح نیا به مفهوم واقعی کلمه به جامعه ی ورزش و فوتبال انزلی و گیلان خدمت کرد و شایسته ی قدردانی بیش از آنی بود که در دوران حیاتش دید .
یادش به خیر در سالهای آغازین دهه ی ۱۳۷۰ بود ، هروقت که دقایقی قبل از شروع بازیهای ملوان در انزلی ، دوستداران ملوان با سردادن شعار “ایران ، ملوان ، بهمن صالح نیا” به تشویق وی می پرداختند ، خیلی آرام و متواضعانه با دستان خویش به زمین چمن ورزشگاه تختی انزلی اشاره می کرد ؛ به این مفهوم که بازیکنان را تشویق کنید و وقایع زمین بازی و کیفیت عملکرد توپچی های ملوان ، نتیجه را مشخص می کند .
فوتبال گیلان و انزلی با بهمن صالح نیا بود که شهره ی خاص و عام شد و فوتبال ایران با بهمن صالح نیا به این درک نایل آمد که اهمیت بیشتری می بایست قایل شد به توسعه ی فوتبال و پایگاه های اجتماعی اش … به دور از هرگونه کیش شخصیت و فردگرایی . واقعیت را باید پذیرفت که “بهمن صالح نیا”ی بزرگ ، به دور از تمامی قیل و قال ها ، حواشی و ناکارآمدی ها و … تنها مربی یی بود که نه یک بار که ۳ بار جام قهرمانی فوتبال کشور را از امجدیه و آزادی تهران با کاپیتان هایی چون : منوچهر ناوران – منوچهر درجزی و محمد قدیربحری ، به انزلی آورده است .
… بهمن صالح نیا هم رفت و به دوستان و شاگردانش چون : فرهاد صیادمصلح ، علی نیاکانی ، فرخ جهانی ، سیروس قایقران ، جاوید جهانگیری ، رضا رافت ، پیمان دلخوش ، عزیز پیرزاد ، مصطفی آزاد و عبدالله پندیدن … پیوست .
بی شک باید پذیرفت که تا مدت های مدید فوتبال انزلی و گیلان در سوگ مردی خواهدبود که کل زندگی اش خلاصه می شود در یک نام و در یک خاطره ی زیبا و مشترک : “ملوان” !
روحت لبریز نور ، سرور و آرامش !
سروش ملت پرست – ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴



















