بگذارید همه ی جنجالهای بی هوده را کناربگذاریم . بگذارید جدالهای بیثمر با منتقدان ، غوغای رسانهیی پیرامون بیرانوند و حتی ادعاهای بزرگ درباره ی «تاریخسازی» امیر قلعهنویی را در لایههای خاکسپاری این تیم دفن کنیم . حتی اگر فرض کنیم ما با بهترین مربی تاریخ و یک تیم بیرقیب رو به رو هستیم ، باز هم یک واقعیت تلخ و غیرقابلانکار بر ما سایه انداخته است : ما یک جنایت تاریخی مرتکب شدیم : جنایت بر روی یک فرصت !
در دنیای فوتبال ، فرصتها مثل ستارههای دنبالهدار هستند ؛ هر چند دهه یکبار از آسمان ما عبورمیکنند و اگر آنها را شکارنکنیم ، دیگر هرگز بازنمیگردند . در ساختار جدید جام جهانی با ۴۸ تیم ، تقدیر فوتبال یک مسیر مستقیم و بیدغدغه را پیش پای ما گذاشته بود . حضور نیوزیلند در این گروه ، نه یک چالش ، که یک تخفیف بزرگ برای صعود بود . این همان لحظهیی بود که فوتبال به ما میگفت : «حالا وقت آن است که بر تخت پادشاهی بشینی» !
اما چه شد ؟ به جای این که بر این مسیر طلایی تمرکزکنیم ، در باتلاق پاسخ دادن به منتقدان غرق شدیم . به جای این که روی تکنیکها و استراتژیهای رسیدن به آن صعود حتمی کارکنیم ، سرگرم ساختن روایتهای جدید از یک حذف تلخ شدیم . ما به جای «صعود» ، درگیر «توجیه» شدیم .
بگذارید حقیقت را بگویم ؛ امروز بزرگ ترین ضربه ی وارده به پیکره ی فوتبال ایران ، نه حذف از جام جهانی ، بلکه اتلاف آسانترین مسیر تاریخ است . فوتبال حافظه ی بسیار دقیقی دارد . شاید سالها بعد ، وقتی دوباره با قرعهیی سنگین و ناامیدکننده رو به رو شدیم ، تازه بفهمیم که چه قدر با حاشیهبازی کردن ، فرصت بزرگ روزگارمان را به آتش کشیدیم .
امروز ما از جام جهانی حذف نشدیم ؛ ما از «فرصت صعود» حذف شدیم .
“آرتین زهرابی”




















