از امپراطوری مهدی تاج در فدراسیون فوتبال ، سالهاست که می گذرد ، اما واژه ی «مدیریت» در این ورزش تنها روی کاغذ باقی مانده است .
در روزی که رییس جمهور هم از نزدیک شاهد مسابقه ی تیمملی فوتبال ایران و امارات بود ، چشم همه به فاجعه یی روشن شد ، که به نوبه ی خود می تواند به یکی از بزرگ ترین رسوایی های ورزش کشور تبدیل شود .
ماحصل دریافت های میلیاردی پیمانکاران و پروژه ی توخالی بازسازی ورزشگاه آزادی خاموشی شرم آوری بود که این بار بیش از اخبار داخلی رسوایی به بارآورد .
اما آزادی ، قلب فوتبال ایران ، در تاریکی فرو رفت ؛ و این تاریکی ، فراتر از خاموشی پروژکتورها ، نمایانگر عمق مشکلاتی است که فوتبال کشور را به زوال کشانده است .
میزبانی در حد نام ایران یا نمایشی از ناکارآمدی ؟
درحالیکه قطر و عربستان میزبان جام جهانی و رویدادهای معتبر بینالمللی میشوند ، ورزشگاه آزادی ، تنها ورزشگاه نسبتاً استاندارد ایران ، با یک بارش باران یا اختلالی در سیستم برق ، به کلی ازکارمیافتد .
اگرچه همواره تحریمها بهعنوان یکی از دلایل مشکلات زیرساختی مطرح میشود ، اما این بار هیچ دشمن خارجی و هیچ عامل بیرونی درکارنبود ؛ بلکه این بحران ، تنها و تنها حاصل سومدیریت داخلی است .
مدیر پیشین شرکت توسعه و تجهیز دقیقاً چه اقداماتی برای بهبود وضعیت ورزشگاه آزادی انجام داده است ؟ میلیاردها تومان برای بازسازی هزینه شد ، اما در نهایت ، نه کیفیت خدمات ارتقا یافت و نه مشکلات اساسی برطرف شد . آیا هدف ، توسعه ی زیرساختهای ورزشگاه بود ، یا پروژهیی دیگر برای جا به جایی منابع مالی در قالب “بازسازی” ؟ آیا بازخواستی از مسببان این فاجعه رخ می دهد یا خیر ؟
پولخوری بی حاصل و هدر رفت بیت المال
زمانی که میلیاردها تومان صرف بازسازی ورزشگاه میشود ، اما نتیجه چیزی جز مشکلات زیرساختی ، تجهیزات بیکیفیت و عملکرد ضعیف نیست ، دیگر نمیتوان از توسعه سخن گفت . متریال مورد استفاده در ورزشگاه آزادی ، آن چیزی نیست که ادعا شده است . افرادی که در این حوزه فعالیت دارند ، بهخوبی میدانند که ظاهر بازسازی شده ورزشگاه ، تنها یک نمای صوری است ، نه یک تحول اساسی .
این ها تحلیل یک فرد عام نیست بلکه از زبان ملی پوش تیم ملی فوتبال ، مهدی طارمی است تا عمق فاجعه ی رخ داده بهتر از قبل مشخص شود .
طارمی ، یکی از چهرههای بینالمللی فوتبال ایران ، در واکنش به این اتفاق ادامه داد : وضعیت برق ورزشگاه فاجعهبار بود . متاسفانه ما همیشه در سطح بینالمللی بهعنوان یک سوژه مطرح بودهایم . برای مسوولانی که این شرایط را رقم زدهاند ، متاسفم .
زمانی که یک فوتبالیست که در سطح اول فوتبال جهان فعالیت دارد ، چنین اظهارنظری میکند ، باید برای مدیریت ورزش کشور عمیقاً تاسف خورد .
مدیریتی که فوتبال را به تاریکی کشانده است
چه گونه است که ما استاد مهندسی انتخابات شدهایم ، اما در مهندسی ورزشگاه و مدیریت زیرساختها ناتوانیم . در فوتبالی که بسیاری متهم به خریدن رای می شوند ، مشخص است که نباید کسی قادرباشد یک سیستم برق پایدار برای ورزشگاه ملی کشور فراهم کند . ما قانونی که باید اجراشود ، برای یک بازیکن قانونشکن خم میکنیم ، اما در مقابل ، استانداردهای بینالمللی را رعایت نمیکنیم .
ورزشگاه آزادی ، که زمانی مایه ی افتخار فوتبال ایران بود ، امروز نماد ناکارآمدی ، سومدیریت و اتلاف منابع شده است . این خاموشی ، نه صرفاً یک مشکل فنی ، بلکه هشداری جدی برای آینده ی فوتبال ایران است . زمان آن رسیده که مسوولیتپذیری جایگزین توجیهگری شود ، و شایستهسالاری جایگزین انتصابهای رانتی . درغیر این صورت ، این تاریکی ادامه خواهدداشت ؛ نه فقط در آزادی ، بلکه در تمام فوتبال ایران .
“روژیار شعبانی خواه”



















